‏نمایش پست‌ها با برچسب معضلات اجتماعی، احساسات شخصی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معضلات اجتماعی، احساسات شخصی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

عدالت اجتماعی و روزه داری!!

ساعت چهار صبح است و اولین کاری که بعد از بیدار شدن کردم این بود که بدون اینکه از رختخواب خارج شوم لپ تاپم را روی سینه ام گذاشتم و وارد دنیای مجازی شدم! بعد از چک کردن فیس بوک و ایمیلم به وبلاگم وارد شدم و از لینک هایی که دارم وارد سایت دکتر مهدی خزعلی شدم! دیدم که مطلبی پست کرده اند تحت عنوان رمضان و عدالت اجتماعی! هرکداممان در یک وادی سیر می کنیم ولی بسیار نظراتی نزدیک به هم داریم او به دنبال عدالت علیست ولی من به دنبال عدالت اجتماعی او خدا پرست است و من از این وادی گذر کرده ام! در این پست او به این اشاره کرده بود که در ماه مبارک، کارمندان دولت سه ساعت حقوق مفت میگیرند تا در کنار عیال بیارامند و اگر دولت عدالت گستر بود باید این سه ساعت جیره و مواجب مفت را به آحاد مردمی که شغل آزاد دارند هم می داد تا آنها نیز که کارمند دولت نیستند از این مزایا برخوردار شوند و غیره....
یادم می آید که در دوران سربازی که در نیروی انتظامی لباس رزم پوشیده بودم ودر اداره کل آنزمانی بهداری ناجا به خدمت به خلق افتخار میکردم! تمام مدت سال اینگونه بود! نه تنها در ماه مبارک.
تولد ائمه که بود همه باید میرفتیم حسینیه صبح ازساعت نه تا یازده و مولودی میگرفتیم!
شهادت ائمه نیز اینگونه بود حتی یادم می آید که تعدادی گرهبان دوم داشتیم که اهل تسنن بودند واینها نیز مجبور بودند در مراسم مولودی و عزاداری شرکت کنند! از ساعت دوازده هم که همه باید میرفتند نماز و بعد نماز هم دعای فرج و بعد هم منزل!! یادم می آید که آنروزها که برایم مسجل شده بود که امام جماعت عادل نیست به فرادا نمازم را در اتاق کارم می خواندم و بلافاصله به کارم مشغول می شدم همان روزها شنیده بودم که فرمانده پشتیبانی گفته بود این جناب سروان تقی زاده برای چه دیگر نماز جماعت نمی آید و سرهنگ پورفلاح رئیس من در جواب گفته بود که می ماند و کارهای افرادی که از شهرستانها می آیند را انجام میدهد  سردار، فرمانده گفته بود نکند که از ارباب رجوع رشوه  می گیرد که می ماند کار می کند!!!!!!
آن روزها دوستان من از اظهار نظر من مبنی بر نداشتن روحیه خدمتی بامن کلی تفریح می کردند ولی این واقعیتی بود که به وقوع پیوسته بود.

۱۳۸۸ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

شفاف نیستی آقای نیو انتلکتوئل!!!


باز هم بر اساس اون عادت مازوخیستی به دیدن وبلاگ این آقای فالانژ قدیمی و انتلکتوئل هزاره سوم مسعود دهنمکی رفتم!! در پست یکشنبه نامه مطلبی راجع به عدالت نوشته بود که حسابی حرصم رو در آورد براش نوشتم که:
از دکتر خزعلی یاد بگیر که چه مردونه و شجاع سخن میگفت!! با اینکه میشناسمت و میدونم که این چیزایی که مینویسی طرف چه کسانی رو میگیره ولی این عدم شفاف سازیت اعصابم رو خرد میکنه!!
آقای نیو انتلکتوئل یا رومی رومی یا زنگی زنگی!!
بگو که منظورت از اجرای عدالت چیه! بگو که منظورت به زیر اخیه کشیدن بسیجی ها و گاردی هایی که به جان و مال بچه های مردم دست درازی کردن و بچه های مردم رو تو زندان ها به شنیع ترین وجه مورد تجاوز جنسی و روحی قرار دادند نیست!! بلکه منظورت اینه که رحیم مشاعی نباید پست بگیره!!
بگو که به اشتباهات کسی که به جای رهبر نشسته و برای مردم تصمیم میگیره فکر نمی کنی و اون رو پسر خدا میدونی بلکه همه تفصیر ها رو به گردن افرادی مثل موسوی و کروبی میندازی و براشون با اینکه حق شون خورده شده حقی جز اشد مجازات قائل نیستی!!
بگو که در جمهوری اسلامی همه باهم برابرند ولی بعضی ها از بعضی های دیگر برابر ترند.




حالم از هرچی دو دوزه بازه بهم میخوره!! این آقای انتلکتوئل هزاره سوم فکر میکنه که با این عدم شفاف سازی و کلی صحبت کردن میتونه مخاطبین زیادی رو به خودش جلب کنه ولی نمی دونه که پرونده ایشون تو جریان های انصار و حزب الله زیر دست همه مردمه!!
این آقا فکر میکنه خودش رو با این ادا و اطوارها میتونه به عنوان یه آدم جدید به نسل جدید بعد انقلاب قالب کنه تا تو صحنه های سیاسی هم جای خودش رو باز کنه این آقا خیز برداشته برای پست هایی که بتونه بعد خودش ر و تو عرصه سیاسی مطرح کنه و بدین وسیله اون حس خود کم بینی خودش رو ارضاء کنه و به خودش ثابت کنه که من هستم و میتونم حالا به هر طریقی و به هر وسیله ای.